فال حافظ

دیوان حافظ

جستجو در دیوان

با عنوان، شمارهٔ غزل، یا هر مصرعی که به یاد دارید جستجو کنید.

دست‌کم دو حرف وارد کنید؛ شمارهٔ غزل هم قابل جستجوست.

غزل شماره ۱۴۶

صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد

از این غزل فال بگیریدنیّت کنید و بگذارید حافظ از همین غزل پاسخ‌تان را بگوید.

متنِ غزل

صبا وقت سحر بويي ز زلف يار مي آورد

دل شوريده ما را به بو در کار مي آورد

من آن شکل صنوبر را ز باغ ديده برکندم

که هر گل کز غمش بشکفت محنت بار مي آورد

فروغ ماه مي ديدم ز بام قصر او روشن

که رو از شرم آن خورشيد در ديوار مي آورد

ز بيم غارت عشقش دل پرخون رها کردم

ولي مي ريخت خون و ره بدان هنجار مي آورد

به قول مطرب و ساقي برون رفتم گه و بي گه

کز آن راه گران قاصد خبر دشوار مي آورد

سراسر بخشش جانان طريق لطف و احسان بود

اگر تسبيح مي فرمود اگر زنار مي آورد

عفاالله چين ابرويش اگر چه ناتوانم کرد

به عشوه هم پيامي بر سر بيمار مي آورد

عجب مي داشتم ديشب ز حافظ جام و پيمانه

ولي منعش نمي کردم که صوفي وار مي آورد

دکلمهٔ صوتی

با اپلیکیشنِ فال حافظ، دکلمه‌ها را دانلود کنید و آفلاین بشنوید.

دربارهٔ این غزل

درباره این غزل: صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد

تعبیرِ فال

برای دیدنِ تعبیر، فالی بگیرید.

گرفتنِ فال

غزل‌های هم‌مضمون